خيلي خسته ام خيلي!
الان حدود 1 سال است كه خيلي خستهام و اين هفته آخر هم كه ديگه دارم از پا ميافتم. چرا؟
هميشه فكر ميكردم كمي تنبلم. اما حالا دقيقاً حساب كردهام و متوجه شدهام كه خيلي كار ميكنم.
ببين!
ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم كه 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس ميمونه 59 ميليون نفر! از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو و افراد زير 7 سال هستند. يعني براي انجام كارها فقط 35 ميليون نفر باقي ميمونه! توي كشور، 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند كه خوب، عملاً كاري انجام نميدن! پس براي پيش بردن كارها تنها 25 ميليون نفر باقي ميمونه. از اين 25 ميليون نفر هم تقريباً 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند. پس فقط 21 ميليون نفر باقي ميمونند. اگر بدونيم كه تقريباً 17 ميليون آدم جوياي كار (بيكار) داريم، معنيش اين خواهد بود كه كل كارهاي كشور رو 4 ميليون نفر دارن انجام ميدن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي كار باقي ميمونه!
از بين اين 2 ميليون نفر، 646،900 عضو پليس و وزارت اطلاعات و نيروهاي سپاه هستند كه كاري ندارند! پس كلاًميمونيم 1،353،100 نفر! حالا اين وسط 649،876 نفر بيمار داريم كه قدرت كار ندارند و بار كارهاي كشور روي دوش 806،200 نفر از جمعيت افتاده. فراموش كردم بگم كه ما حدود 806،186 نفر هم ممنوعالقلم، ممنوعالتصوير، ممنوعالصدا و ديگر انواع ممنوع و زنداني رو داريم. پس كل كارهاي كشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين 14 نفر، 12 تاشون كه عضو شوراي نگهبان هستند! پس متوجه ميشيم كه كل كارهاي كشور افتاده روي دوش دو نفر! من و تو!
تو هم كه داري وبلاگ منو ميخوني !!! ......